تبلیغات
سید جمال الدین اسد آبادی - شرح حال
جمعه 21 بهمن 1390

شرح حال

   نوشته شده توسط: روح ا.. سایبر    

سید جمال الدین اسد آبادی

زندگی نامه

سید جمال الدین اسد آبادی، بزرگ شخصیتی که در قیام آزادی خواهی و آگاهی بشر تا آن روز جهان به خود ندید، در سال 1254 در ده اسد آباد (حوالی همدان) به جهان دیده گشود و به دنبال خرد ورزی و تحصیل دانش راه مکتب خانه را در پیش گرفت. در دوازده سالگی به عزم عتبات وارد بروجرد شد، و از آنجا عازم نجف اشرف گردید. قبل از بلوغ با شیخ انصاری آشنا گردید و مدتها به سیر و سفر پرداخت و سرانجام ساکن نجف اشرف گردید. پس از آنکه سطوح فقه و اصول و ادبیات عرب را به پایان برد، مدتها از کرسی درس مرحوم همدانی درس اخلاق و مشی اسلامی و انسانی آموخت.


زندگی نامه

سید جمال الدین اسد آبادی، بزرگ شخصیتی که در قیام آزادی خواهی و آگاهی بشر تا آن روز جهان به خود ندید، در سال 1254 در ده اسد آباد (حوالی همدان) به جهان دیده گشود و به دنبال خرد ورزی و تحصیل دانش راه مکتب خانه را در پیش گرفت. در دوازده سالگی به عزم عتبات وارد بروجرد شد، و از آنجا عازم نجف اشرف گردید. قبل از بلوغ با شیخ انصاری آشنا گردید و مدتها به سیر و سفر پرداخت و سرانجام ساکن نجف اشرف گردید. پس از آنکه سطوح فقه و اصول و ادبیات عرب را به پایان برد، مدتها از کرسی درس مرحوم همدانی درس اخلاق و مشی اسلامی و انسانی آموخت.

متجاوز از چهار سال در سلک افاضل دانشجویان مرحوم شیخ انصاری قرار گرفت و از حوزه نجف توشه ها اندوخت و به قصد آشنایی با علوم مختلف نجف را به سوی هندوستان ترک نمود. در هند تجاربی به دست آورد و مردم استعمار شده هندوستان را آگاهی می بخشید و چون موسم حج نزدیک بود عازم مکه معظمه شد و از آنجا به عتبات مراجعت نمود و عراق را به قصد افغانستان و زیارت مشهد مقدس ترک نمود و ضمن مسافرتهایی به عربستان، عراق، افغانستان و ایران، رسالتهائی ایفا نمود. هم اکنون سید جوانی سی ساله و دانشمندی آزموده تر شده. افکار انقلابیش مجددا او را برای چند سال به هندوستان کشانید، پس از چندین ماه روشنگری عازم مصر گردید و تا سال 1287 در مصر ماند و با افرادی عالم و دلسوز و جوانانی پرشور آشنا شد. و شالودۀ اساسی نوین را بر علیه استعمارگران پی ریزی نمود. او در خلال این چهار سال از مراسم حج و اهداف عالیه این کنگره جهانی نیز غافل نبود.

سید بعد از سال 1288 از مصر عازم ترکیه و از آنجا وارد لندن و پاریس شد و با طرز تفکر چرچیلهای اروپا (یعنی آدمخواران جهان) آشنا شده ناراحت می شد. نوشته اند جریدۀ در اروپا و مصر با همکاری محمد عبده منتشر نمود و گاه از اروپا سوی افریقا و از آنجا به سوی آسیا در حرکت بود و با جریده عروة الوثقی افکار جدید به مردم و تیپ جوان القا می نمود.

سید جمال الدین در سال 1303 برای سومین بار از طریق عربستان وارد بوشهر شد و از آنجا چند ماهی در شهرستانهای مختلف ایران و گاه با سران قوم سخنها داشت. در ضمن از تماس با محرومین نیز غفلت نداشت و خود را در قلب امثال میرزا رضا کرمانی جا داده بود. سید حدود سه سال در روسیه اقامت گزید و از مسکوبه آلمان نیز در سرکشی و مسافرت بود. بعد از مراجعت از اروپا به سوی روسیه، از طریق قفقاز وارد ایران شد همین که دولت مردان قاجار از ورود او به ایران مطلع شدند، به وسیله مأمورین رژیم تحت الحفظ به قم تبعید شد و پس از چند روز ناچار شدند او را به باختران (کرمانشاه) اعزام نمایند.

 به طور خلاصه سید جمال الدین در سنوات عمر خود جهت تبلیغ و آگاهی ملت ها به حقوق پایمال شده آنها در حال پیمودن کشورهای مختلف در جهان آسیا و افریقا و اروپا بود. هر جا می رفت در عین حال که با سران ممالک سخنها داشت از تبلیغ طبقات محروم جامعه نیز غافل نبود. با خطابه و نطقهای آتشین خود و نشر جزوات و روزنامه ها غارتگری و مظالم ستمگران جهان را به گوش ملتهای دربند می رساند و مستضعفان جامعه را به حقوق حقه خویش آشنا می ساخت. سید مردی فعال، مقاوم و استوار و شجاعی نطاق بود.

سید جمال الدین چندین سال از مردم زمان خویش جلوتر بود، و در جو خمود آن زمان به خیال خویش می خواست اصلاحاتی اساسی و بنیادی نماید و با اتحاد سران بزرگ اسلامی، دست استعمارگران را از سر مسلمین کوتاه سازد و مسلما موعظه و سخنان امثال این دانشمندان بر قلوب سخت نوکران استعمار میخ سرد به سندان کوبیدن است!! از طرفی افکار این سید با طرز تفکر علمای مصر و عربستان و... حتی با علمای درباری هم سازگار نیست، ولی با همه این اوصاف رسالت خویش را ایفا نمود و وجودش اتمام حجتی بود. و گذشته از بین بردن بعض سلاطین جور افکار انقلابی او در نسل آینده بشریت (به خصوص به مملکت ایران) اثراتی نیکو بخشید.

بعضی معتقدند که سید از تماس با سران بزرگ ممالک اسلامی در مسیر اصلاحات بنیادی در اواخر عمر پشیمان بود. نتیجه ای که از برنامه او می گیریم آنکه عقلا و علمای متعهد ممالک اسلامی (بلکه همه جهان) می بایست به توده های مردم آگاهی بخشند، تا آنها خود به جنبش و جوشش درآیند و امثال نامبارکها را از رأس ممالک اسلامی به تفاله دان تاریخ ریزند،که پس از قیچی نمودن اینها دیری نپاید که نهالهای تازه (به یاری مستضعفان) روید و به خواست خدای متعال، حکومت جهانی مهدی موعود هموار گردد.

افکار سید جمال الدین اسد آبادی و فعالیتهای گوناگون او بر روی علمای ایرانی خیلی اثر گذاشت حتی ما در نوشته های عالم متقی و بی آلایش، مرحوم محدث قمی به چنین جملاتی در مورد این شخصیت برخورد می نمائیم: سید جمال الدین اسد آبادی در سال 1288 در جامع الازهر مصر شهرتی به سزا یافت و شیخ محمد عبده (متوفای 1323) از شاگردان مرید و فعال او بود و با جمعی از فضلا و نوابغ مصر افکار انقلابی خود را بدانها دمید و با همکاری اینها در مصر نشریاتی منتشر ساخت. در سال 1296 از مصر به هندوستان تبعید شد و پس از چندی از آنجا به لندن و پاریس مسافرت کرد و جریده عروة الوثقی را منتشر ساخت و تا هیجده شماره از آن بین مردم جلو رفت و ممنوع شد. او در سال 1310 به دعوت سلطان عبد الحمید عثمانی به دیار ترکیه رفت... از آثار اوست رساله ابطال دهریها و تاریخ افغان...

سید در اواخر عمر قربانی مطالع سودجوئی های افرادی از قبیل کامران میرزا و صدر اعظم بی دین ایران گردید. ناگزیر به ترکیه رفت، و در این سفر مدتها به دستور سلطان عثمانی زیر نظر و تبعیدی به سر می برد. سرانجام هم به دستور سلطان عثمانی عبد الحمید (بزرگ نوکر استعمار) این مجاهد نستوه و یگانه ابر مرد آزادی خواه مسموم شد، جسد این شهید در محله ای دوردست به شهر استانبول ترکیه (در قبرستان ماچکا) مدفون شد.

نوشته اند پس از 50 سال افغانها جسد او را از ترکیه به افغانستان بردند و فعلا بدین کشور مدفون است. در خاتمه این سید نه از اهالی افغانستان و نه از اهالی ایران، بلکه از اهالی همه مسلمانان جهان، از اهالی آن آئینی که مرز نمی شناسد و در عین حال حقوق تمام ملل مختلف را برای خودشان محترم می داند.

سید جمال در لندن روزنامه ی((ضیاء الخائفین))را به زبان هاب عربی و انگلیسی منتسر کرد.ام از سوی دولت مردان انگلیسی مرد تعقیب قرار گرفت،تا آن که مجبور به تر ک خاک اروپا شد..

سید جمال الدین حسینى اسدآبادى، از شخصیتهاى ممتاز و روشنگرى است که در پایان قرن سیزدهم و آغاز قرن چهاردهم هجرى، در دنیاى اسلام و از حوزه تشیع ظهور کرد. او، مسلمانان و ملل شرق را به بیدارى و قیام دعوت مى‏نمود. در راه استراتژى کلى، که خود بر محور سه اصل: 1. بیدارى شرق 2. بازگشت به اسلام 3. وحدت مسلمانان ترسیم کرده بود، تلاش خستگى ناپذیرى را آغاز نمود و براى رسیدن به این اهداف، سفرهاى متعددى به کشورهاى سه قاره مهم جهان: آسیا، آفریقا و اروپا نمود و با تدریس، سخنرانى، نگراش مقاله و نشر روزنامه و مجله و تربیت شاگردان آگاه و شجاع، به موفقیتهاى دست یافت.
هر کس که در زندگانى و فعالیتهاى وسیع و گسترده سید جمال، اندک تأملى کند، به نقش وى در بیدارى مشرق زمین اذعان خواهد کرد و از خود خواهد پرسید: اگر تلاشهاى آگاهى بخش سید جمال نبود، امروز ملل شرق و دنیاى اسلام در چه وضعیتى به سر مى بردند؟ آیا همین گونه بود که الان هست؟ یا تا مدتهاى بیشترى مردم مصر، ایران، هند و... تحت سلطه بیگانگان بودند؟ آنچه مسلم است، تمام نهضتهاى اصلاحى صد ساله اخیر، در شرق و دنیاى اسلام، از مکتب سید جمال الهام گرفته و به گونه‏اى مرهون تلاشهاى وى مى باشد.
نوشتار حاضر نگاهی است تاریخی به تکاپوهای سید جمال در راستای نیل به بیداری اسلامی و وحدت مسلمین.






منبع: سایت نیکان

تهیه و تنظیم: فریادرس گروه حوزه علمیه