تبلیغات
سید جمال الدین اسد آبادی - اصول گرا ترین اصلاح طلب
چهارشنبه 3 اسفند 1390

اصول گرا ترین اصلاح طلب

   نوشته شده توسط: روح ا.. سایبر    

اصول گرا ترین اصلاح طلب

سیری در اندیشه و سیره سیاسی سید جمال الدین اسد آبادی در سالگرد شهادتش

 

مقدمه:

این روزها همواره بحث دو گرایش، در ادبیات سیاسی انقلاب اسلامی رواج یافته است. هر روز در مطبوعات ،رسانه ها و محافل  مختلف دو  واژه اصول گرایی و اصلاح طلبی تکرار می شوند. این دو نوع نگاه هر کدام  تداعی کننده مواضع ،گرایشها،سلیقه ها،شخصیتها و رویدادهای تاریخی است.این دو اصطلاح سیاسی اگرچه در چند سال اخیر در ادبیات سیاسی کشور رایج شده است، اما نباید ریشه های تاریخی و اندیشه آن را  فقط در  ایام اخیر جستجو کرد.هر دو گفتمان مزبور، گفتمانهایی خلق الساعه و قائم به ذات در اندیشه سیاسی ایران و اسلام نیستند. بلکه هر دو گفتمان با سابقه نظری خاص خود به ارائه رویکردها،راهبردها و مواضع نسبت به جهان مدرن و هویت اسلامی - ایرانی می پردازند و با مفروضات تحلیلی خود به تبیین و توصیف موقعیت فردی یک شهروند مسلمان ،جامعه،جهان مدرن و ...  اهتمام دارند. گفتمان اصولگرایی دینی رویکردی معطوف به بازگشت به هویت اسلامی، احیا مجدد شریعت ، سنت نبوی و علوی،رویکرد استعمار و غرب ستیزانه  و رویکردی حمایتی از سنتها دارد.در کنار این،  گفتمان اصلاح طلبی دینی بر تعامل بیشتر با جهان مدرن،عقلانیت مدرن ،خرافه ستیزی،گرایش ضد استبدادی و تحول خواه تاکید می ورزد.البته عناصر هر کدام از نظریات صرفا به همان گفتمان محدود نبوده بلکه در گفتمان دیگر نیز دیده می شوند.وجه ممیز هر گفتمان میزان تاکید بر هر یک از عناصر می باشد. 

 

اصول گرا ترین اصلاح طلب

سیری در اندیشه و سیره سیاسی سید جمال الدین اسد آبادی در سالگرد شهادتش

 

مقدمه:

این روزها همواره بحث دو گرایش، در ادبیات سیاسی انقلاب اسلامی رواج یافته است. هر روز در مطبوعات ،رسانه ها و محافل  مختلف دو  واژه اصول گرایی و اصلاح طلبی تکرار می شوند. این دو نوع نگاه هر کدام  تداعی کننده مواضع ،گرایشها،سلیقه ها،شخصیتها و رویدادهای تاریخی است.این دو اصطلاح سیاسی اگرچه در چند سال اخیر در ادبیات سیاسی کشور رایج شده است، اما نباید ریشه های تاریخی و اندیشه آن را  فقط در  ایام اخیر جستجو کرد.هر دو گفتمان مزبور، گفتمانهایی خلق الساعه و قائم به ذات در اندیشه سیاسی ایران و اسلام نیستند. بلکه هر دو گفتمان با سابقه نظری خاص خود به ارائه رویکردها،راهبردها و مواضع نسبت به جهان مدرن و هویت اسلامی - ایرانی می پردازند و با مفروضات تحلیلی خود به تبیین و توصیف موقعیت فردی یک شهروند مسلمان ،جامعه،جهان مدرن و ...  اهتمام دارند. گفتمان اصولگرایی دینی رویکردی معطوف به بازگشت به هویت اسلامی، احیا مجدد شریعت ، سنت نبوی و علوی،رویکرد استعمار و غرب ستیزانه  و رویکردی حمایتی از سنتها دارد.در کنار این،  گفتمان اصلاح طلبی دینی بر تعامل بیشتر با جهان مدرن،عقلانیت مدرن ،خرافه ستیزی،گرایش ضد استبدادی و تحول خواه تاکید می ورزد.البته عناصر هر کدام از نظریات صرفا به همان گفتمان محدود نبوده بلکه در گفتمان دیگر نیز دیده می شوند.وجه ممیز هر گفتمان میزان تاکید بر هر یک از عناصر می باشد. 

گفتمان اصولگرایی رویکردی معطوف به بازگشت به هویت اسلامی، احیا مجدد شریعت و سنت نبوی و علوی،رویکرد استعمار و غرب ستیزانه  و رویکردی حمایتی از سنتها دارد.

همان گونه که گفته شد هر دو گفتمان برگرفته از مواجه اندیشه سیاسی اسلام با جهان مدرن می باشند و به نوعی بازتابی از نیاز جدیدی هستند که از قرن 19 میلادی در ایران به صورت خاص و جهان اسلام به صورت عام  شکل گرفت.

گفتمان،اصلاح طلبی دینی بر تعامل بیشتر با جهان مدرن،عقلانیت مدرن ،گرایش ضد استبدادی و تحول خواه تاکید  می ورزد.

یکی از اولین متفکران اصلی که به بحث درباره مواجهه جهان اسلام و جهان مدرن پرداخت سید جمال الدین اسدآبادی بود. به نظر می رسد هر دو هسته اصلی گفتمان اصول گرایی و اصلاح طلبی در اندیشه  وی بروز و ظهور یافته است.

سیره و اندیشه سیاسی سید جمال:

زمینه:

ظهور سید جمال الدین اسد آبادی در شرایطی بود كه جامعه به برخی از نقاط عطف خود رسید. از دیدگاه تفكر مذهبی، جدال اصولیون با اخباریون مراحل نهایی خود را طی كرد. اصولیها با وجود شخصیت قدرتمندی همچون شیخ مرتضی انصاری به گفتمان اصلی حوزه تبدیل شدند. یكی از این توفیقات رواج آزاد اندیشی بود كه در حوزه های علمیه بسط و گسترش یافت، بحث و گفتگو درباره مباحث دینی و قدرتمندی نهاد اجتهاد، روحانیت را وارد عرصه نوینی از حیات فكری و عملی خود ساخت. سید جمال الدین در این ایام، یكی از بهترین شاگردان شیخ مرتضی انصاری بود.

سید جمال الدین در این ایام، یكی از بهترین شاگردان شیخ مرتضی انصاری بود.

از طرف دیگر جهان اسلام وارد عصر انحطاط خود شده بود.شکستهای مختلف سیاسی،نظامی و اقتصادی گریبانگیر ایران عصر ناصرالدین شاه  و عثمانی عصر سلطان عبدالحمید شده بود. هند به صورت کامل در اختیار انگلستان بود و این پرسش به وجود آمده بود که چرا جهان اسلام  از غرب عقب افتاده است؟

نکته دیگر در عصر سید جمال سرعت یافتن رشد تمدن غرب و انقلاب صنعتی بودوغرب به سرعت رشد می کرد ، بازارها و کشورها را در می نوردید ،مدرنیته به سرعت کشورهای سنتی را به چالش می کشید و خود را تحمیل می کرد.خوانش نظریات سید جمال با فهم  این ویژگی ها میسر است. 

حال به بررسی نقاط کلیدی اندیشه سید جمال که در عصر حاضر نیز باز تولید شدند می پردازیم

گرایشهای سید که اصولگرایان را تحت تاثیر قرار داد:

1-توجه به وحدت امت اسلام و کمرنگ دیدن مباحث قومی وملی:

سید منادی وحدت واقعی جهان اسلام است.نگاهی که او ترویج می کرد نوعی پان اسلامیسم بود.در عمل نیزسید جمال الدین اسامی متعددی داشته و در هر مملكتی كه می رفته با توجه به روحیات مردم آنجا، پسوندی را به اسم خود می افزود. او به نامهای گوناگونی چون حسینی، افغانی، كابلی، استامبولی، اسد آبادی و … در همه جا ظاهر می شده است. این مساله  و برخی ابهامات باعث شده برخی پژوهشگران نسبت به مقاصد واقعی سید، مشکوک شده و دلایل دیگری  مانند قدرت طلبی و  یا وابستگی سید را به سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی انگلیس را دلیل فعالیتهای او می دانند.اما در مقابل عده ای  دیگر این امر را نشانه نگاه فراملی و مبتنی بر تاکید بر جهان اسلام سید می دانند.

سید منادی وحدت واقعی جهان اسلام است.نگاهی که او ترویج می کرد نوعی پان اسلامیسم بود.

2-بازگشت به اسلام به عنوان برنامه جامع سیاسی اجتماعی:

 

سید جمال مى گفت: فرهنگ اسلام سرشار از آموزش هاى ضد ظلم، آزادى طلبى، برابرى و مساوات خواهى و از همه بالاتر، حاوى انگیزه هاى ضداستعمارى است و چون سعادت دو سرا و برقرارى قسط و عدالت اجتماعى جزء برنامه هاى دین است نمى توان آن را از سیاست جدا دانست و از این رو مسلمین باید دخالت در سرنوشت سیاسى خود را یك وظیفه دینى بشمارند تا از این راه سرنوشت سیاسى جامعه ى خود را در دست بگیرند و لذا مى گفت: دین مطلقاً سلسله ى انتظام هیأت اجتماعیه است و بدون دین هرگز اساس مدنیت محكم نخواهد شد و اگر مردم به عقل تكیه و به امور سیاسى اعتنا نكنند، زمینه ى انفعال و اغفال آنان و سلطه ى استبداد و استعمار مهیّا خواهد شد.

3-غرب ستیزی و مبارزه با استعمار:

سید جمال استعمار را عامل اصلى عقب ماندگى دول اسلامى مى دانست و مى گفت: دولت هاى مقتدر سقوط نكردند مگر با دخالت بیگانگان. او معتقد بود كه انگلستان نه تنها قدرتى استعمارى، بلكه دشمن صلیبى مسلمانان است; از این رو قصد آنها را نابودى اسلام مى شمرد.

سید جمال استعمار را عامل اصلى عقب ماندگى دول اسلامى مى دانست و مى گفت: دولت هاى مقتدر سقوط نكردند مگر با دخالت بیگانگان

وى تمایل داشت اسلام را دین سخت كوشى بداند و به همین دلیل به فریضه ى جهاد بسیار تأكید مى كرد; چه در برابر حكومتى كه مصمم به نابودى اسلام است، مسلمانان راهى جز توسل به زور ندارند و این مبارزه احتیاج به حكمِ حاكم ندارد. او واماندگى امروزى مسلمانان را نتیجه ى تبهكارى حكومت هاى استبدادى و قدرت هاى استعمارى مى داند كه آنان را با علم و فلسفه بیگانه كرده اند و از بین رفتن این بیگانگى تنها با آزادى سیاسى و پیشرفت اجتماعى، فكرى مسلمانان میسر است. یکی از دلایل مهم فتوای تاریخی میرزای شیرازی بر تحریم توتون و تنباکو به خاطر واگذاری امتیاز به انگلیسیها  نظریات سید جمال دانشته می شود.

گرایشهای سید که اصلاح طلبان دینی را تحت تاثیر قرار داد:

1-ضدیت با استبداد و علاقه به پارلمانتاریزم وجمهوریت:

سید پادشاهان مستبد و نادان را یکی از عوامل انحطاط جهان اسلام معرفی می کرد.او معتقد بود که شاهان فعلی حکمرانانی ضعیف وآلت دست استعمارند و باید به وسیله قانون محدود شوند.سید جمال همواره بر قانون و مجلس براى تحدید قدرت مطلقه تأكید مى كرد و معتقد بود كه باید نمایندگان مجلس مستقیماً توسط مردم انتخاب شوند نه این كه دست نشانده باشند; زیرا:

قوه ى مقننه ى هیچ ملتى نمى تواند حقیقى باشد، مگر این كه صرفاً از نیروى ملت الهام بگیرد. هر مجلس نوابى كه توسط پادشاه یا امیرى یا نیروى بیگانه اى تشكیل شود، چون حیات چنین مجلس موهومى، متكى به نیروى ملت نیست، بلكه ناشى از اراده ى كسى است كه مجلس را به وجود آورده، قطعاً مفید نخواهد بود.

نظام سیاسى ایده آل سید در قالب نوعى جمهورى بر مبناى تفكر دینى بود، چنان كه هاردینك سفیر انگلیس در ایران متوجه این جریان شده و در گزارشى به وزیر خارجه ى بریتانیا مى نویسد:

وى در فكر انقراض رژیم قاجاریه و برقرارى رژیم جمهورى  و اتحاد نزدیك با كشور عثمانى است.اما در شرایطی که امکانن رسیدن به جمهوری دینی نیست،سید حكومت مشروطه را مناسب ترین جاى گزین حكومت مطلقه مى شمارد و مى نویسد:

تغییر شكل حكومت مطلقه ى استبدادى به حكومت پارلمانى مشروطه آسان تر و سریع تر به دست مى آید... (و با همین حكومت) پادشاه مشروطه، عظمت پادشاهى خود را خواهد داشت و نمایندگان ملت سختى هاى اداره ى مملكت و دفع مفاسد و حفاظت از سلامت آن را با مال و جان به عهده خواهند داشت.

نظام سیاسى ایده آل سید در قالب نوعى جمهورى بر مبناى تفكر دینى بود.

2-علم گرایی و استقبال از تحولات علوم تجربی بهره گرفته از عقلانیت مدرن:

سید جمال به صورت کلی با فلسفه اسلامی تحت تاثیر یونان مشکل دارد و یونانی گری را باعث فهم نادرست از اسلام می داند. هم چنین وی اشراقیون و متالهین را هم بری از اشکال نمی داند. وی سهروردی و ملاصدرا را جزو كسانی نام می برد كه در برخورد با تفكر یونانی تا حدودی دچار اشتباه شده اند. فلسفه ای كه سید آن را مفید انگاشته و مقاله "فواید فلسفه" را درباره آن می نویسد: فلسفه ای عاری از تفكر یونانی می باشد و علوم عملی نظیر فیزیك، شیمی و زیست

 

شناسی، مقوم این فلسفه هستند. در دیدگاه سید از كپرنیك، گالیله و كپلر به عنوان قله های این تفكر یاد می شوند. وی بی آنكه بتواند رابطه ای معقول درباره تحول فلسفه غرب از یونان باستان تا اروپای قرن 19 ترسیم نماید، با طرد فلسفه یونانی، فلسفه معاصر خود را می ستاید. وی احتمالاً روش و بینش علمی جدید را كه بر مبنای اصالت تجربه بنا نهاده شده، مورد تأیید قرار می دهد.

3-مبارزه با خرافات و برخی سنتها:

یکی از متفکران غربی به نام رنان در یکی از مطبوعات غربی نوشت که دین اسلام ذاتاً مخالف علم و فلسفه است . سید جمال در این پاسخ ضمن پذیرفتن برخی از انتقادات رنان، به تفكیك دیانت واقعی از دیانت تحریف شده می پردازد. بیان مشكلات مسلمین و چاره جوییهایی كه در این باره می توان ارایه داد، مفاد پاسخ وی به رنان را شامل می شود.

امید سید جمال در این نامه به این است كه روزی مسلمانان از زیر یوغ بندگی "دین خرافی" آزاد شوند. دینی كه مراد وی است، مجموعه باورها و پندارهای خرافی است كه اسلام اصیل را در بند خود محصور ساخته است. وی رسیدن مسلمانان به پیشرفت و ترقی را در كشف و شناخت دیانت واقعی می داند.

نتیجه:

به نظر می رسد سید جمال الدین اسد آبادی از اولین متفکران درون دینی است که به مواجه مقوله هویت دینی و جهان اسلام  با جهان غرب و مدرنیته پرداخته است.نگاه او اگرچه حدود 150 سال از آن گذشته است اما هم چنان از اهمیت و بداعت خود برخوردار است.نگاه او هم بر طرفداران احیای سنت های اسلامی و اصول گرایان تاثیر گذاشته است وهم میراث قابل توجهی بر اصلاح طلبان دینی باقی گذاشته است.نکته جالب درباره او هم وزنی ودر هم تنیدگی این عناصر است، امری که اندیشه او را بسیار کارا ساخته است.به نظر می رسد  هم اصول گرایان و هم اصلاح طلبان باید به فکر غنی سازی مبانی گفتمانی خویش باشند که مانند سلف تئوریک خود از جامعیت برخوردار شوند. امری که مقام معظم رهبری به آن بارها اشاره کرده است  این است که اصلاح طلبی و اصول گرایی که نه دو امر متضاد بلکه مکمل هم هستند......